نازترین بچه خرگوش سفید جهان cute white rabbit
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم آبان ۱۳۹۱ساعت 15:20  توسط فائزه افسری | 

 

نکات کلیدی:

تک سلولی ها فقط از یک سلول ساخته شده اند و کارهای زیستی آنها درون همان یک سلول انجام می شود. این سلول می تواند کاملا مستقل بوده یا وابسته سایر سلول ها نیز باشد.

آمیب آب شیرین ، جانداری تک سلولی است که هیچ اتصال زیستی با محیط اطراف ندارد. این جاندار در محیط حرکت کرده و از باکتری ها تغذیه می کند.

در پیکر جانداران پر سولی ، سلول ها با همدیگر دارای اتصال زیستی هستند. این سلول ها به شکل فیزیکی نیز به هم متصل شده اند و علاوه بر آن وابسته ی هم می باشند.

به جاندارانی که پیکر آنها از چندین سلول کم و بیش همانند و متصل به هم ساخته شده است ، کلنی می گویند. این سلول ها باید کاملا وابسته ی هم نبوده ولی به شکل مستقل دارای ارتباطاتی با هم باشند.

ولوکس و اسپیروژیر دو جلبک سبز هستند که کلنی تشکیل می دهند. اسپیروژیر همان جلبک رشته ای سبز رنگی است که در آب های راکد همواره می توان دید.

ولوکس جاندار ساکن آب شیرین است و پیکر آن به شکل یک کره‌ی توخالی است که از یک لایه ی سلولی متشکل از هزاران سلول تشکیل شده است.

سلو های ولوکس کلروفیل دارند و هر یک دارای دو تاژک هستند. کلنی ولوکس با استفاده از این تاژک ها و با چرخش در محیط حرکت می کند.

در کلنی ولوکس تاژک ها به سمت بیرون از پیکر جاندار قرار دارند.

کلنی ولوکس در هنگام حرکت در آب می چرخد.

در کلنی ولوکس سلول های درشتی در درون کلنی ولوکس ، تقسیم می شوند و از تقسیم آنها کره های جدید سلولی به وجود می آید.

هر کلنی جدید از هزاران سلول بسیار کوچک تشکیل شده است ، این کره‌ی نوزاد با هم هضم چند سلول مادر از کلنی اصلی خارج و زندگی مستقل خود را آغاز می کند.

این نوع تولید مثل را می توان ساده‌ترین نوع زایش در جانداران پرسلولی دانست.

فرآیندی که در طی آن سلول های جاندار برای انجام وظایف خاصی ، شکل و ساختار مخصوصی پیدا می کنند ، تمایز نام دارد.

تمایز باعث تشکیل بافت های مختلف می شود.

مجموعه‌ی سلول های کنار یکدیگر که هماهنگ با هم وظیفه خاصی را انجام می دهند ، بافت نام دارند.

تغییر شکل و ساختار سلول برای انجام وظیفه‌ی خاص را اختصاصی شدن می نامند. سلول های اختصاصی برخی از خواص عمومی خود را از دست می دهند و خواص جدیدی می یابند.

در مهره داران 4 نوع بافت اصلی وجود دارد 1- بافت پوششی 2- بافت پیوندی 3- بافت ماهیچه ای 4- بافت عصبی

بافت پوششی

بافت پوششی یکی از ساده‌ترین بافت های جانوری است. به این بافت اپی تلیال نیز گفته می شود.

بافت پوششی ، سطح بدن و نیز سطح مجراها و حفره های بدن را می پوشاند .

سلول های پوششی به یکدیگر نزدیک اند و بین آنها فضای بین سلولی اندکی وجود دارد.

در زیر بافت پوششی بخشی به نام غشاء پایه وجود دارد که بافت پوششی را به بخش های زیرین متصل نگه می دارد.

غشای پایه شبکه‌ای از پروتئین های رشته ای و پلی ساکاریدهای چسبناک است.

بافت پوششی را در دو گروه 1- بافت پوششی یک لایه (ساده) 2- بافت پوششی چند لایه (مرکب یا مطبق ) می توان قرار داد.

سلول پوششی می تواند به سه شکل 1- سنگفرشی 2- مکعبی 3- استوانه‌ای باشد . برخی حالت های دیگر نیز وجو دارند که در سطح دانشگاهی بررسی می شوند.

بافت پوششی سنگفرشی ساده را در جدار مویرگها و همچنین در جدار کیسه های هوایی شش ها و حالت مرکب آن را در پوست و جدار مری  می توان دید. این بافت برای پوشش نقاطی از بدن که در تماس با مواد خارجی قرار دارند مناسب است. بافت یک لایه نیز در محل هایی که تبادل مواد وجود دارد قرار می گیرد.

بافت پوششی مکعبی ساده را در لوله های نفرون در کلیه ها می توان دید.

بافت پوششی استوانه‌ای ساده را در سطح درونی روده می توان دید. این بافت نیز برای جذب مواد مناسب است.

ساختار هر نوع بافت پوششی با وظیفه‌ی آن بافت متناسب است.

بافت پوششی مری از نوع سنگفرشی چند لایه است و دائما در حال تقسیم است تا سلول های کنده شده را جبران کند.

بافت پوششی سنگفرشی تک لایه برای تبادل مناسب است مثلاً در کیسه های هوایی شش ها یا جدار مویرگ ها .

سطح بعضی از سلول های پوششی موادی نرم ، چسبنده و لزج ترشح می کنند. به این بافت پوششی غشای موکوزی گویند.

غشای موکوزی در لوله‌ی گوارش و لوله های تنفسی مشاهده می شود.

این ماده ی لزج و چسبنده موکوز نام دارد و در لوله های تنفسی ذرات گرد و غبار موجود در هوا را جذب می کند.

بافت پیوندی

بین سلول های بافت پیوندی بر خلاف سلول های بافت پوششی ، فضای بین سلولی فراوان وجود دارد.

این فضای بین سلولی را ماده‌ای زمینه‌ای پر می کند.

ماده ی زمینه‌ای ممکن است مایع ، ژله مانند (نیمه جامد ) و یا جامد باشد.

در ماده‌ی زمینه‌ای ممکن است شبکه‌ای از رشته‌های پروتئینی یافت شود.

بافت پیوندی بافتی است که فاصله‌ی بین سایر بافت ها را پر می کند و آنها را به هم مرتبط می کند.

درانسان 6 نوع بافت پیوندی وجود دارد 1- بافت پیوندی سست 2- بافت پیوندی چربی 3- بافت پیوندی خون 4- بافت پیوندی رشته ای 5- بافت پیوندی غضروف 6- بافت پیوندی استخوان

در بافت پیوندی سست ، سلول ها از هم فاصله‌ی زیاد دارند و شبکه‌ای از رشته های در هم بافته شده‌ی بین آنها وجود دارند.

بعضی از این رشته ها ، محکم و طناب مانند از جنس نوعی پروتئین به نام کلاژن هستند.

بافت پیوندی سست در زیر پوست است و آن را به ماهیچه های زیرین متصل می کند.

وظیفه‌ی بافت چربی 1- عایق کردن بدن 2- ذخیره‌ی انرژی 3- ضربه گیری  می باشد.

هر سلول چربی مقداری زیادی ماده ی چربی در خود ذخیره دارد. این چربی همان تری گلیسرید است.

ماده ی زمینه‌ای خون مایع است و پلاسما نام دارد.

پلاسما از آب و نمک و پروتئین های محلول تشکیل شده است. برای مثال پروتئین آلبومین

سلول های خون گلبول های سفید و قرمز و پلاکت ها هستند.

وظیفه‌ی بافت خون ، انتقال مواد و نیز ایمنی بخشی به بدن است.

بافت پیوندی رشته‌ای ازرشته های به هم فشرده شده ی کش سان ساخته شده است.

زردپی ها که ماهیچه ها را به استخوان متصل می کنند و رباط ها که استخوان ها را به یکدیگر متصل می کنند بافت پیوندی رشته ای تشکیل شده‌اند.

غضروف ماده‌ی بین سلولی دارد که دارای قابلیت انعطاف است ( نیمه جامد )

در ماده‌ی بین سلولی غضروف رشته های فراوان کش سان وجود دارد. الاستین نام این پروتئین هاست

غضروف در دو سر استخوان ها در محل مفصل ها و در نوک بینی و لاله‌ی گوش و صفحه‌ی بین دنده‌ای وجود دارد.

استخوان سخت ترین نوع بافت پیوندی است . ( ماده ی زمینه‌ای آن جامد است )

ماده‌ی بین سلولی استخوان شامل رشته های کلاژن و مواد کلسیم دار است.

بافت ماهیچه‌ای

وزن بافت ماهیچه ای از وزن سایر بافت های بدن بیشتر است.

سه نوع بافت ماهیچه ای در بدن مهره داران وجود دارد 1- بافت ماهیچه ای اسکلتی 2- بافت ماهیچه ای قلبی 3- بافت ماهیچه‌ای صاف

زردپی ها ، بافت ماهیچه ای اسکلتی را به استخوان ها متصل می کنند.

بافت ماهیچه ای اسکلتی ارادی و در کنترل آگاهانه‌ی ما می باشد ، بنابراین ماهیچه های ارادی نیز نامیده می شود.

سلول های بافت ماهیچه‌ای اسکلتی رشته‌ای هستند و در آنجا بخش های تیره و روشن دیده می شود.

پس از تولد این سلول ها ماهیچه‌ای تقسیم نمی شوند ، در نتیجه بزرگتر شدن ماهیچه ها با افزایش حجم سلول ها ی ماهیچه ای صورت می گیرد.

ماهیچه ی قلبی باعث انقباض قلب می شود.

ماهیچه ی قلبی نیز مانند ماهیچه های اسکلتی خط دار است.

سلول های ماهیچه ی قلبی بر خلاف ماهیچه ی اسکلتی ، منشعب هستند.

سلول های ماهیچه‌ ای صاف خط دار نیستند و به همین دلیل نام آنها صاف هستند.

ماهیچه‌های پیرامون لوله های گوارشی ، مثانه ، مجاری ادراری ، سرخرگ ها و سایر اندام داخلی از نوع صاف هستند.

ماهیچه های صاف تحت کنترل آگاهانه ما نیستند و غیر ارادی هستند.

شکل سلول های ماهیچه‌ی صاف ، دوکی شکل است.

سلول های ماهیچه‌ی صاف به آهستگی منقبض می شوند و انقباض خود را مدت بیشتری نگه می دارند.

بافت عصبی

بافت عصبی شبکه ای ارتباطی درون بدن تشکیل می دهد و پیام های عصبی را تولید و از بخشی به بخشی دیگر هدایت می کند.

سلول های بافت عصبی نورون نام دارند و کاملاً تخصص یافته‌اند.

هر نورون دارای 3 قسمت 1- جسم سلولی 2- دندریت 3- آکسون   می باشد

جسم سلولی هسته را در خود جای داده است.

رشته هایی که پیام های عصبی را به سوی جسم سلولی نورون هدایت می کنند دندریت نام دارند.

رشته هایی که پیام های عصبی را از جسم سلولی به سمت انتهای خود هدایت می کنند آکسون نام دارد.

درون بافت عصبی نوعی دیگر از سلول های غیر عصبی به نام نوروگلیا یا سلول های پشتیبان یا سلول های گلیال وجود دارند.

سلول های پشتیبان به تغذیه نورون ها کمک می کنند و بعضی دیگر پیرامون آکسون ها و دندریت ها می پیچند و آنها را عایق بندی می کنند.

سازمان بندی سلول های گیاهی

در برش های ساقه‌ و ریشه‌ی گیاهان علفی سه بخش دیده می شود 1- روپوست 2- پوست 3- استوانه‌ی مرکزی

سلول های روپوست پوشاننده‌ی سطح هستند و نقش حفاظتی دارند.

آوند های گیاه که وظیفه‌ی هدایت مواد مختلف را بر عهده دارند در استوانه‌ی مرکزی قرار دارند.

در استوانه‌ی مرکزی علاوه بر آوندها ، بافتی به نام مغز وجود دارد.

بافتی که بین روپوست و استوانه‌ی مرکزی را پر می کند ، پوست نام دارد.

رشد گیاهان

در گیاهان تقسیم سلولی فقط در چند منطقه‌ی خاص به نام مناطق مریستمی صورت می گیرد.

مهمترین مناطق مریستمی در گیاهان جوان و علفی ، مریستم های رأسی هستند.

مریستم های رأسی در نوک ساقه و شاخه های جانبی و نیز در نزدیکی نوک ریشه قرار دارند.

ساقه‌ی گیاهان علفی و جوان 3 نوع بافت اصلی دارد 1- بافت روپوست (اپیدرم ) 2- بافت زمینه‌ای 3- بافت هادی

روپوست علاوه بر ساقه ، بخش های دیگر جوان گیاه مانند برگ ، میوه و بخش های گل را می پوشاند.

سلول های روپوستی ماده‌ی کوتینی به نام پوستک (کوتیکول) ترشح می کنند.

کوتین پلی مری از اسید های چرب بلند است.

پوستک از تبخیر آب ، حمله‌ی میکروب ها و اثر سرما به سلول های زیرین خود جلوگیری می کند.

سلول های نگهبان روزنه و کرک ها دو نوع از سلول های تمایز یافته‌ی روپوستی هستند.

سلول های پوست بین روپوست و بافت های آوندی قرار می گیرد.

پوست چند نوع بافت دارد که عبارتند از 1- بافت پارانشیمی 2- بافت کلانشیمی 3- بافت اسکلرانشیمی

سلول های بافت پارانشیمی بزرگ اند ، دیواره‌ی نازک دارند ، معمولا دیواره دوم ندارند و زنده و فعال هستند.

بافت پارانشیمی در فتوسنتز ، ترشح ، ذخیره‌ی مواد غذایی و آب دخالت دارند.

بین سلول های پارانشیمی فضای بین سلولی زیادی وجود دارد.

پارانشیم فتوسنتز کننده ، کلرانشیم نام دارد و در بخش های سبز رنگ گیاه دیده می شود.

سلول های جوان پارانشیمی قدرت تقسیم نیز دارند.

سلول های کلانشیمی دیواره‌ی ضخیمی دارند ، قابلیت رشد خود را حفظ کرده‌اند ، گاهی کلروپلاست دارند و فتوسنتز می کنند.

سلول های کلانشیمی باعث استحکام و برافراشته ماندن ساقه ها و سایر بخش ها می شوند.

سلول های بافت اسکرانشیمی دیواره‌ی دومین ضخیمی که در آنها ماده‌ی چوب (لیگنین ) وجود دارد. این سلول ها بعد از مدتی می میرند.

بافت اسکرانشیمی باعث استحکام بخشیدن به گیاه می شوند.

دو نوع سلول اسکرانشیمی در گیاهان یافت میشوند 1- فیبر ها 2- اسکلرئید ها

فیبر ها سلول هایی دراز و کشیده‌ای هستند که در میان بافت های دیگر قرار می گیرند.

اسکلرئیدها سلول هایی کوتاه اما انشعاب دار هستند و بیشتر در پوشش دانه ها و میوه ها یافت می شوند.

مغز ساقه

مغز بسیاری از ساقه های علفی از بافت پارانشیمی ساخته شده است.

سلول های مغز دارای فضای بین سلولی فراوان هستند.

سلول های مغز معمولاً مواد غذایی ذخیره می کنند.

بخشی از مغز که در میان دسته های آوندی قرار می گیرد ، اشعه‌ی مغزی نام دارد.

بافت هادی

گیاهان در برای جابجایی آب و مواد محلول در آن 2 نوع بافت هادی دارند 1- آوند چوبی 2- آوند آبکشی

سلول های هر دو  نوع آوند پشت سر هم قرار می گیرند و لوله های باریکی به وجود می آورند.

آوند های چوبی کار انتقال آب و مواد معدنی (شیره‌ی خام ) را از ریشه به برگها بر عهده دارند.

دیواره‌ی سلولی سلول های آوندهای چوبی ضخیم است و این سلول ها بعد از مدتی می میرند و تبدیل به لوله های توخالی می شوند.

آوند های چوبی خود دو نوع هستند 1- تراکئیدها 2- عناصر آوندی

تراکئید ها باریک و دراز هستند و در قسمت انتهایی خود شکل مخروطی پیدا می کنند.

حرکت آب از هر تراکئید به تراکئید مجاور از راه لان ها انجام می گیرد.

گیاهان گلدار عناصر آوندی نیز دارند که گشادتر و کوتاهتر از تراکئید ها هستند و در پایانه‌ی خود دارای منافذ بزرگی هستند.

آوند های آبکشی هدایت شیره‌ی پرورده ( قند و مواد غذایی دیگر که دربرگها ساخته می شوند) را در سر تا سر گیاه بر عهده دارد.

سلول های آوند آبکشی زنده هستند ولی یا اندامک ندارند و یا اندامک های آنها تغییر یافته است.

لوله های هدایت کننده در آوند آبکشی لوله های غربالی نام دارند.

در لوله های غربالی منافذی در دیواره‌ی میان سلول های مجاور وجود دارد که سیتوپلاسم این سلول ها را با یکدیگر مرتبط می کنند.

در مجاورت لوله های غربالی سلول های همراه نیز قرار دارند.

سلول های همراه دارای اندامک هستند و درآنها سنتز پروتئین و دیگر واکنش های متابولیسمی مورد نیاز سلول های لوله‌ی غربالی انجام می‌شوند.

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۱ساعت 13:6  توسط فائزه افسری | 

 سفری به درون سلول:

تریکودینا جانداری تک سلولی و آبزی است که همانند فرفره بر روی بدن لغزنده ی ماهی ها حرکت کرده و از باکتری تغذیه می کند.

مژک های این تک سلولی با زنش های خود ، هم باکتری ها را به سمت دهان سلولی خود می رانند و هم موجب حرکت جاندار می شوند.

در بخش پاینی سلول ترکودینا ، خارهای اتصال دهنده وجود دارند که این خارها جاندار را به تکیه گاه خود یعنی روی بدن ماهی ، متصل می‌کنند.

داشتن مژک ، دهان سلولی و خارهای اتصال دهنده ، ترکودینا را سلولی بسیار تخصص یافته کرده است.

بعضی از سلول های بدن ما مثل سلول های پوشاننده لوله‌های تنفسی ، همانند تریکودینا مژک دارند ؛ همچنین سلول های بدن ما همانند تریکودینا هسته‌ای محتوی DNA دارند؛ همچنین همه سلول ها از جمله ترکودینا غشای پلاسمای دارند.

برخی ژن های موجود در DNA ی ترکودینا شکل و ویژگی های ریخت شناختی سلول را تعین می کنند و برخی دیگر با تنظیم تولید پروتین های اختصاصی ، شکل و کار سلول را اختصاصی می کنند.

غشای پلاسمای به سلول کمک می کند تا مواد مورد نیاز خود را از محیط اطراف بگیرد و مواد زاید را به محیط دفع کند.

غشای پلاسمای سیتوپلاسم را احاطه کرده است.

سیتوپلاسم ماده‌ای نسبتاً روان ( سیال) است که اندامک های مختلفی درآن قرار دارند.

هسته و هر نوع انداممک سیتوپلاسمی وظیفه ی خاصی بر عهده دارند.

هسته برای تنظیم فعالیت های سلول تخصص یافته است .

مژک ها موجب حرکت سلول یا حرکت مایع در اطراف سلول می شوند.

میکروسکوپ

 ذره بین معمولی می تواند تصویر اشیا را تا حدود 10 برابر بزرگ کند. بزرگنمای این نوع ذره بین ها را به صورت 10* نمایش می دهیم.

برای دیدن اشیاء بسیار ریز که با ذره بین دیده نمی شوند از میکروسکوپ استفاده می کنیم.

میکروسکوپ های معمولی در مدارس و جاهای دیگر از نوع نوری هستند.

واحد اندازه گیری سلول و اجزای آن میکرومتر ( میکرون ) است . هر میکرومتر یک هزارم میلی متر است. ( یک میلیونیم متر)

در میکروسکوپ نوری ، نور مری از نمونه عبور می کند ، از عدسی های شیشه‌ای مختلف می گذرد و به این ترتیب تصویر بزگ شده ای از نمونه حاصل می شود.

آنچه را که با میکروسکوپ می خواهیم مطالعه کنیم ، نمونه می نامیم.

میروسکوپ نوری می تواند تصویر نمونه را تا 1000 برابر بزرگ کند (1000* )

بزرگ کردن تصویر یک جسم را بزرگنمای می نامند.

.عکسی که به وسیله‌ی میکروسکوپ از نمونه گرفته می شود را ریزنگار می نامند.

یکی دیگر از عوامل مهم در میکروسکوپ قدرت تفکیک آن است.

قدرت تفکیک عبارت است از توانای یک ابزار نوری در نشان دادن دو جسم به صورت مجزا از یکدیگر.

توانای هر ابزار نوری به قدرت تفکیک آن بستگی دارد.

میکروسکوپ نوری نمی تواند اجسام کوچکتر از 2/0 میکرومتر یعنی در حدود اندازه ی کوچکترین باکتری ، را نشان دهد. ( حد تفکیک =  2/0 میکرومتر)

با میکروسکوپ نوری نمی توان ساختار درونی سلول باکتری و اجزای آن را به وضوح مشاهده کرد.

زیست شناسان با میکروسکوپ نوری توانستند بعضی از بخش های درون سلول ( غیر از گروه باکتری ها) را کشف کنند.

با اختراع میکروسکوپ الکترونی دانش ما درباره ی ساختار سلول به طور چشمگیری افزایش یافته است.

در میکروسکوپ الکترونی به جای نور از الکترون استفاده می شود.

قدرت تفکیک میکروسکوپ الکترونی بسیار بیشتر از میکروسکوپ نوری است . ( در حدود 2/0 نانومتر ) هر نانومتر = یک میلیاردم متر.

با میکروسکوپ الکترونی اندامک های سلول و حتی مولکول های درشتی مثل DNA و پروتین ها قابل مشاهده هستند.

زیست شناسان از دو نوع میکروسکوپ الکترونی بیشتر استفاده می کنند. 1- میکروسکوپ الکترونی گذاره 2- میکروسکوپ الکترونی نگاره.

به کمک میکروسکوپ الکترونی نگاره ، تصویری سه بعدی از سطح نمونه فراهم می شود.

برای تهیه تصویر در میکروسکوپ نگاره - نمونه را باید کج و مورب در زیر میکروسکوپ قرار داد.

به کمک میکروسکوپ الکترونی گذاره ،  می توان ساختار درونی سلول را مطالعه کرد.

با وجود میکروسکوپ های الکترونی ، آنها هنوز جایگزین میکروسکوپ های نوری نشده اند؛ چون میکروسکوپ های نوری ارزان تر هستند و کار با آنها بسیار ساده تر است و همچنین با میکروسکوپ نوری می توان سلول زنده را بررسی کرد ولی با میکروسکوپ الکترونی خیر. 

در اماده سازی سلول برای قرار دادن آن زیر میکروسکوپ الکترونی - سلول می میرد.

سلول و اندازه ی آن             

کوچکترنی سلول ها باکتری های هستند که اندازه‌ی آنها بین 1 mµ تا 10 mµ است.

درازترین سلول ها ، بعضی سلول های ماهیچه ای و عصبی هستند.

اندازه ی کوچکترین سلول های گیاهی و جانوری در حدو mµ 10 است. و اندازه ی بزرگترنی آنها mµ100 است.

اندازه و شکل هر سلول به کار آن سلول بستگی دارد.

تخمک پرندگان حجیم است چون مقدار زیادی مواد غذای را برای رشد جنینی ، در خود جای داده است.

سلول های ماهیچه ای درازند در نتیجه می توانند قسمت های مختلف بدن را به یکدیگر نزدیک کنند.

سلول های عصبی نیز دراز شده اند تا پیام عصبی را به سرعت ازیک نقطه ی بدن به نقطه ای دیگر منتقل کنند.

کوچک بودن سلول هم فواید زیادی دارد ، مثلا گلبول های قرمز خون با قطر mµ 8 می توانند از درون باریک ترین رگهای بدن عبور کنند.

اندازه‌ی سلول نمی تواند از حدی بزرگتر و یا از حدی کوچکتر باشد.

کوچکترین اندازه‌ی سلول باید به قدری باشد که بتواند به مقدار کافی DNA ، پروتین و اندامک های لازم برای زیستن و تولید مثل کردن را در خود جای دهد.

عامل محدود کننده اندازه سلول ، نسبت سطح به حجم است.

سطح سلول باید به اندازه ای باشد که بتواند به مقدار کافی مواد غذای از محیط بگیردو مواد زاید را به محیط دفع کند.

سلول های بزرگ سطح وسیع دارند اما نسبت سطح به حجم آنها در مقایسه با سلول های کوچکتر هم شکل خود ، پاین تر است.

در مواردی که سلول خیلی بزرگ باشد ، سطح آن نمی تواند احتیاجات حجم را برآورده کند.

وقتی سلول های زنده بر روی کره‌ی زمین به وجود آمدند ، فقط آنهای زنده ماندند و تولید مثل کردند که سطح کافی برای تأمین احتیاجات حجم خود را داشتند.

شکل های از سلول پدید آمده‌اند که بر محدودیت اندازه چیره شده‌اند مثل سلول های که باریک و دراز شده اند ( سلول ماهیچه‌ای یا عصبی)یا سلول های که پهن شده‌اند این سلول ها نسبت به حالت کروی ( هم حجم خود) سطح بیشتری دارند.

انواع سلول ها

در طول عمر زمین دو نوع سلول ، با ساختارهای متفاوت به وجود آمده‌اند 1- سلول های پروکاریوتی     2- سلول های یوکاریوتی

سلول های پروکاریوتی عبارتند از باکتری ها و سیانوباکتری ها ( جلبک های سبز - آبی )  و سایر انواع سلول ها جزء یوکاریوت ها هستند.

سلول های پروکاریوت ساختار ساده ای دارند ، بسیار کوچک هستند و هسته ی مشخص و سازمان یافته ای ندارند .

برای دیدن ساختار دقیق سلول ها ، باید از میکروسکوپ الکترونی استفاده کرد.

اندازه‌ی بیشتر سلول های پروکاریوتی بین mµ 2  تا mµ 8 است.

در پروکاریوت ها ،  DNA و پروتین های همراه آن در ناحیه‌ی هسته مانندی به نام ناحیه‌ی نوکلئوتیدی قرار گرفته‌اند.

از آنجا که هیچ غشای ناحیه‌ی نوکلئوتیدی را احاطه نمی کند ، DNA  و پروتیه های آن در تماس مستقیم با محتویات سلول هستند.

ریبوزوم تنها اندامک سلول پروکاریوتی است که کار آن پروتین سازی است.

DNA با واسطه های ، نوع پروتین را تعین و ازاین راه ، فعالیت های سلول را کنترل می کند.

باکتری دارای غشای است که سیتوپلاسم باکتری را در بر می گیرد.

باکتری دارای دیواره سلولی است که اطراف غشا را در بر می گیرد. کار دیواره شکل دادن به سلول و محافظت ازسلول است.

در بعضی از باکتری ها ، دیواره‌ی سلولی به وسیله‌ی پوشش چسبناکی به نام کپسول احاطه شده است.

کپسول از باکتری محافظت می کند و نیز به چسبیدن باکتری به سطوح مختلف کمک می کند.

بعضی از باکتری ها برآمدگی های برروی سطح خود دارند که اگر این برآمدگی ها ی مو مانند کوتاه باشند ، پیلی ( مفرد آن پیلوس) نام دارند.

پیلی هم مانند کپسول با چسبیدن باکتری به سطوح مختلف کمک می کند.

اگر برآمدگی های سطح باکتری بلند باشند به آنها تاژک گفته می شود. تاژک با حرکت خود ، باکتری را در محیط مایع پیرامون به جلو می راند.

آشکارترین تفاوت سلول پروکاریوتی و یوکاریوتی در این است که سلول یوکاریوتی ، اندامک های گوناگونی در سیتوپلاسم خود دارد.

بیشتر اندامک های سلول های پروکاریوتی دارای غشا هستند، به همین خاطر به این اندامک ها اندامک های غشا دار می گویند.

اندامک های غشادار عبارتند از هسته ، شبکه ی آندوپلاسمی، جسم گلژی ، میتوکندری ، لیزوزوم، پراکسی زوم ، کلروپلاست ، واکوئل .

در سلول زنده بیشتر اندامک ها بی رنگند .

بسیاری از واکنش های شیمیای ( متابولیسم سلولی) در فضای درون اندامک ها ی غشادار صورت می گیرد.این فضاها از مواد سیال و روان پر شده است.

در فضای درون هر اندامک وضعیت خاصی که برای انجام واکنش های شیمیای ویژه مورد نیاز است ، ایجاد و حفظ می شود.این وضعیت در اندامک های گوناگون  متفاوت است.

با وجود اندامک های غشا دار فرآیندهای متفاوت متابولیسمی که به وضعیت های متفاوتی نیازدارند می توانند به طور همزمان در یک سلول به انجام برسند ، چون هر یک از آنها در اندامک جداگانه ای به وقوع می پیوندند.

فایده ی دوم غشاهای درون سلولی این است که این غشاها مجموع مساحت غشاهای سلول را به مقدار قابل توجهی افزایش می دهند و چون بسیاری از فرآیندهای متابولیسمی بر روی سطح غشاها صورت می گیرد در کل توان کاری سلول بالا می رود.

اندامک های مثل سانتریول ، تاژک و مژک در سلول های گیاهی وجود ندارند ( بجز در سلول های جنسی گیاهان ابتدای مثل خزه و سرخس)

اندامک های مثل پلاست ها و واکوئل درشت و نیز ساختار دیواره که در سلول گیاهی وجود دارد در سلول جانوری یافت نمی شود.

سانتریول یک اندامک بدون غشا است که در سازمان دهی میکروتوبول ها ، تشکیل دوک تقسیم و تشکیل تاژک و مژک نقش دارد.

تاژک سلول های پروکاریوتی از نظر ساختار و عمل با تاژک سلول یوکاریوتی متفاوت است.

دیواره‌ی سلول های گیاهی که از جنس سلولز است از نظر شیمیای با دیواره‌ی سلول های باکتری متفاوت هستند.

واکوئل مرکزی  کیسه‌ای از جنس غشا است که در سلول های گیاهی در آن آب و مواد شیمیای گوناگون ذخیره می شود. همچنین آنزیم های دارد که گوارش سلولی را به انجام می رساند در ضمن با جذب آب و منبسط شدن به بزرگ شدن سلول کمک می کند.

بعضی اندامک های سلول های یوکاریوتی غشا ندارند که عبارتند از : سانتریول و اسکلت سلولی و ریبوزوم ها

سانترویول ها و اسکلت سلولی همگی از لوله های پروتینی به نام ریزلوله ( میکروتوبول ) ورشته های پروتینی به نام ریز رشته ساخته شده اند.

بعضی از ریبورزوم ها درون مایع سیتوپلاسمی قرار دارند و بعضی دیگر به بخش های از شبکه ی آندوپلاسمی و غشای خارجی هسته چسبیده‌‌اند.

دیواره‌ی اسکلتی

دیواره ی سلول های باکتری ها و قارچ ها یکپارچه و بدون منفذ و سوراخ است؛ چون آنها تک سلولی اند و نیازی به رابطه با سلول های پیرامونی ندارند.

دیواره ی سلولی گیاهان دارای ضخامتی 10 تا 100 برابر غشاء پلاسمای است.

دیواره‌ی سلولی گیاهان عمدتاً از جنس رشته‌های سلولزی نازک است که در سیمانی از جنس سایر پلی ساکارید ها و پروتین قرار گرفته اند.

دیواره‌ی سلولی گیاهان چندلایه‌ای است ( در حالت کامل 5 لایه )

یکی ازلایه ها که بین سلول های مجاور مشترک است ، تیغه ی میانی نام دارد. تیغه‌ی میانی سلول های مجاور را به هم می چسباند.

روی تیغه ی میانی لایه‌ای به نام دیواره‌ی نخستین قرار گرفته است . ( چون در دو طرف تیغه ی میانی است در نتیجه خود دو لایه محسوب می شود )

در بعضی سلول ها به ویژه سلول های مسن ، روی دیواره ی نخستین ، دیواره‌ی دیگری به نام دیواره ی دومین رسوب می کند.

دیواره ی سلول های گیاهی اگر چه ضخیم است ، اما منافذی دارد که از طریق آن ارتباط بین سلول های مجاور برقرار می شود.

ماده ی زنده ای که درون منافذ ارتباطی را پر می کند ، پلاسمودسم نام دارد.

آب ، مواد غذای و پیام های شیمیای از جمله موادی هستند که از طریق پلاسمودسم ها به سلول های مجاور منتقل می شوند.

دیواره‌ی سلولی در برخی مناطق نازکتر می شود ، این مناطق نازکتر لان نامیده می شوند.

لان دو سلول مجاور در کنار هم هستند و پلاسمودسم ها هم در همین محل لان ها به وجود می آیند.

غشای سلول

غشای سلول مواد درون سلول را از محیط اطراف جدا می کند(مانند دیواره‌ی یک ظرف) در عین حال نسبت به بعضی از مواد نفوذ پذیر است.(بر خلاف دیواره ی ظرف که کاملاً نفوذ ناپذیر است.)

غشای سلول نسبت به مواد تراوای نسبی دارد. ( نیمه تراوا است) یعنی به بعضی مواد اجازه ی ورود یا خروج می دهد و به بعضی دیگر این اجازه را نمی‌دهد.

بیشترین تعداد مولکول های غشا مولکول های فسفو لیپید هستند.

مولکول های فسفولیپید دارای دو بخش هستند که یکی از آنها آب دوست و بخش دیگر آب گریز است.

مولکول های فسفولیپید غشا به صورت دو لایه‌ای به گونه ای قرار می گیرند که طرف آب دوست آنها رو به بیرون و طرف آب گریز آنها به سمت داخل دو لایه غشا باشد.

غشا دو لایه به صورت سدی در مقابل آب و مواد محلول در آن عمل می کند.

غشا نسبت به آب کاملاً نفوذ ناپذیر نیست ، بلکه مولکول های آب به خاطر کوچک بودن می توانند به مقدار اندکی از غشا عبور کنند.

مولکول های لیپیدی به راحتی می توانند از غشا عبور می کنند. (به خاطر هم جنس بودن و راحتی حل شدن)

بخش زیادی از غشا را مولکول های پروتینی تشکیل می دهند.

بعضی از این مولکول ها به ویژه آنهای که در سطح غشا قرار گرفته اند مولکول های پذیرنده نام دارند. یعنی به مولکول های دیگر متصل می شوند و از این راه به برقراری اتصال فیزیکی میان مولکول ها و سلول ها کمک می کنند.

پروتین های که در سراسر عرض غشا قرار دارند کانال ها یا منافذی را برای عبور مواد در غشا ایجاد می کنند.مولکول ها از یک سمت این پروتین ها وارد و از سمت دیگر خارج می شوند.(پروتین های کانالی)

کانال های پروتینی تخصصی عمل می کنند، یعنی فقط به یک نوع مولکول خاص اجازه‌ی عبور می دهند.

مولکول های کوچک مانند آب نیز می توانند از این کانال های پروتینی عبور کنند.

 بعضی از پروتین های کانالی همیشه باز هستند و بعضی دیگر فقط در هنگام عبور مواد باز می شوند.

بعضی از پروتین های غشا ناقل هستند. این پروتین ها با صرف انرژی ماده ای را از خود عبور می دهند. (مانند عبور دادن یون های مثل سدیم )

در نتیجه می توان گفت که غشاها برای تنظیم وضعیت درون سلولی اهمیت فراوانی دارند.

سازمان درون سلولی

ریبوزوم ها اجزای بسیار ریز سلول هستند.

ریبوزوم ها درون سیتوپلاسم و حتی درون اندامک های مانند میتوکندری و کلروپلاست یافت می شوند.

کار ریبوزوم ها مشارکت در پروتین سازی است.

هر ریبوزوم از دو بخش نامساوی تشکیل شده است.

ساختار هر دو بخش ریبوزم از پروتین و انواع ویژه ای ازRNA که به آن rRNA یا RNA های ریبوزومی گفته می شود ، تشکیل شده است.

ریبوزوم های سلول های پروکاریوتی ساختاری ساده تر و اندازه‌ی کوچکتری نسبت به ریبوزوم های یوکاریوت ها دارند.

ریبوزوم های پروکاریوتی ساختاری شبیه به ریبوزوم های درون میتوکندری ها و کلروپلاست ها دارند.

ریبوزوم های سیتوپلاسم یا چسبیده به برخی از بخش های سلولی هستند و یا اینکه به صورت آزاد در ماده ی زمینه ی سیتوپلاسم ( سیتوسل) قرار دارند.

هسته

بیشترین ماده ی ژنتیک سلو لهای یوکاریوتی در ساختار هسته جای دارد.

اغلب سلول های یوکاریوتی 1 هسته و بعضی دو یا چند هسته دارند.

هسته مرکز تنظیم ژنتیک سلول یوکاریوتی است.

DNAی موجود در هسته فعالیت های سلول را رهبری می کند.

هسته را پوششی دو لایه ای و منفذ دار احاطه کرده است.

تبادل مواد بین هسته و سیتوپلاسم از طریق منافذ پوشش آن صورت می گیرد.

درو ن هسته از مایعی به نام شیره‌ی هسته پر شده است.

در شیره‌‌ی هسته DNA و پروتین های متصل به آن ، هستک یا هستک ها و پروتین های تشکیل دهنده‌ی اسکلت هسته‌ای قرار دارند.

پروتین های اسکلت هسته ای به صورت شبکه ای در هم بافته در هسته قرار دارند و موجب پایداری شکل هسته و پایداری پوشش هسته می شوند.

درون هسته یک یا چند توده ی متراکم دیده می شود که از رشته ها و دانه‌های تشکیل شده است. این توده‌های متراکم هستک نام داند.

هستک جای بخشی از DNA و پروتین های متصل به آن و RNA و پروتین است.

هستک محلی است که ریبوزوم ها در آن ساخته می شوند.

دستگاه غشای درونی

گروهی از اندامک های یوکاریوتی از غشاهای مرتبط با هم تشکیل شده‌اند که بعضی از آنها به طور فیزیکی به هم پیوسته‌اند ، اما بعضی دیگر از هم جدا هستند.

در مجموع این غشاها ، شبکه ای درون سیتوپلاسم تشکیل می دهند که زیست شناسان آن را دستگاه غشای درونی می نامند.

اندامک های دستگاه غشای درونی در ساخت ، ذخیره و ترشح مولکول های مهم زیستی با یکدیگر همکاری می کنند.

شبکه ی آندوپلاسمی

شبکه ی آندوپلاسمی آن قسمت از دستگاه غشای درونی است که از غشاهای به هم پیوسته تشکیل شده است.

واژه‌ی آندوپلاسم از زبان یونانی به معنی درون سلول گرفته شده است.

دو نوع شبکه ی آندوپلاسمی وجود دارد. 1- شبکه ی آندوپلاسمی زبر    2- شبکه ی آندوپلاسمی صاف

این دو نوع شبکه ی آندوپلاسمی از نظر ساختار و عمل با هم تفاوت دارند اما غشای سازنده ی آنها به هم پیوسته است.

شبکه ی آندوپلاسمی به غشای خارجی پوشش هسته پیوسته است.

شبکه ی آندوپلاسمی فضای درون سلول را به دو قسمت یعنی فضای درون خود و فضای بیرونی خود تقسیم می کند.

تقسیم کردن فضای درون سلول به قسمت های مختلف کار اصلی دستگاه غشای درونی است.

شبکه اندوپلاسمی زبر به شکل کیسه های غشایی و شبکه اندوپلاسمی صاف به شکل لوله های غشایی می باشد.

شبکه ی آندوپلاسمی زبر

شبکه ی آندوپلاسمی زبر از آن جهت به این نام خوانده می شود که در ریزنگارهای میکروسکوپ الکترونی ، روی آن دانه‌های دیده می شود.

این دانه ها همان ریبوزوم ها هستند.

شبکه ی آندوپلاسمی زبر از مجموع کیسه های پهنی ساخته شده است که به یکدیگر متصل هستند.

شبکه ی آندوپلاسمی دو کار مهم بر عهده دارد؛ 1- غشا سازی               2- ساخت پروتین

بعضی از پروتین ها که به وسیله‌ی ریبوزوم ها ساخته می شوند و همچنین فسفو لیپید های که توسط آنزیم ها شبکه ی آندوپلاسمی ساخته می شوند ، درون غشای شبکه ی آندوپلاسمی قرار می گیرند .در نتیجه غشای شبکه‌ی آندوپلاسمی وسیعتر و گسترده‌تر می شود تا اینکه قسمتی ازآن به دیگر اندامک ها فرستاده می شود.(غشا سازی)

نمونه‌ی پروتین های ترشحی که توسط شبکه ی آندوپلاسمی ساخته می شوند ، پادتن است.

پادتن ها مولکول های دفاعی بدن هستند که توسط گلبول های سفید خون ساخته و ترشح می شوند.

هر مولکول پادتن از چند رشته‌ی پلی پپتیدی ساخته شده است.

ریبوزوم های شبکه‌ی آندوپلاسمی زبر این پلی پپتید ها‌ی مولکول پادتن را می سازند و این پلی پپتیدها در درون شبکه ی آندوپلاسمی کنار هم قرا می گیرند و به این ترتیب پادتن کامل و فعال حاصل می شود.

مراحل تولید پادتن عبارتند از :

پلی پپتید ساخته شده به درون شبکه ی اندوپلاسمی وارد می شود.

زنجیره‌ی کوچکی از قند به پلی پپتید اضافه می شود. ( تشکیل گلیکوپروتین)

شبکه ی آندوپلاسمی گلیکوپروتین را در کیسه‌های ریزی به نام وزیکول (کیسه چه ) انتقالی قرار می دهد و بسته بندی می کند.

این کیسه چه ها از شبکه ی آندوپلاسمی به بیرون جوانه می زنند و س         س به دستگاه گلژی منتقل می شوند.

شبکه ی آندوپلاسمی صاف

شبکه ی آندوپلاسمی صاف ، شبکه ی به هم پیوسته ای از لوله ها و کیسه ها ی غشا دار بدون ریبوزوم است.

درون  شبکه ی آندوپلاسمی صاف آنزیم های متعددی جای گرفته اند.این آنزیم ها کارهای اصلی شبکه ی آندوپلاسمی صاف را انجام می دهند.

یکی از مهمترین کارهای شبکه ی آندوپلاسمی صاف ساختن موادی مانند اسید های چرب ، فسفو لیپید و استرویدها است.

هر یک از انواع لیپید ها نام برده شده توسط نوع خاصی سلول تولید می شوند.

در سلول های جگر ما شبکه ی آندوپلاسمی صاف گسترده ای وجود دارد که در آن 1- آنزیم های خاصی قرار دارند که به تنظیم مقدار قندی که از سلول های جگر به جریان خون وارد می شوند کمک می کنند.  2- همچنین آنزیم های دیگری وجود دارد که دارو ها و مواد شیمیای مضر را تجزیه می کنند. که به این کار سلول های جگر سم زدای گویند.

یکی دیگر از کارهای شبکه ی آندوپلاسمی صاف ذخیره‌ی یون کلسیم در سلول های ماهیچه ای است.

یون کلسیم برای انقباض ماهیچه ها در بافت ماهیچه ای لازم است.

 وقتی پیام عصبی به سلول های ماهیچه ای می رسد یون کلسیم از شبکه ی آندوپلاسمی صاف نشت می کند و به درون سیتوپلاسم وارد شده ، موجب انقباض می شود.

جسم گلژی

به پاس پژوهش های کامیلو گلژی ، زیست شناس و پزشک ایتالیای به این نام خوانده می شود.

گلژی با استفاده از میکروسکوپ نوری و نیز روش های رنگ آمیزی سلول و اجزای آن جسم گلژی را کشف کرد.

این اندامک از کیسه‌های پهنی که بر روی هم قرار گرفته اند ، تشکیل شده است.

جنس کیسه های گلژی از غشا است.

کیسه های گلژی بر خلاف شبکه ی آندوپلاسمی به هم پیوسته نیستند.

تعدا اجسام گلژی در هر سلول از چند عدد تا چند صد عدد است.

تعداد اجسام گلژی به میزان فعالیت سلول در ترشح پروتین و مواد ترشحی دیگر بستگی دارد.

مولکول های که توسط شبکه ی اندوپلاسمی تولید می شوند به وسیله‌ی کیسه چه های انتقالی به دستگاه گلژی وارد می شوند و در آنجا این مولکول ها نشانه گذاری می شوند و بر حسب نشانه ای که دارند به نقاط مختلف سلول فرستاده می شوند.

لیزوزوم

لیزوزوم ها جزء دستگاه غشای درونی هستند.

شبکه ی آندوپلاسمی زبر و جسم گلژی ، لیزوزوم ها را تولید می کنند.

لیزوزوم کیسه‌ای است غشا دار که دارای آنزیم های تجزیه کننده است.

غشای لیزوزوم ها ، در واقع پیرامون قسمتی را فرا گرفته است که آنزیم های گوارشی در آن ذخیره هستند و به این ترتیب دیگر قسمت های سلول از گزند آنزیم های گوارشی در امان می مانند.

بدون لیزوزوم ها هیچ سلولی نمی تواند آنزیم های گوارشی را در درون خود داشته باشد.

لیزوزوم ها با پیوستن به واکوئل های غذای ، آنزیم های گوارشی را به درون واکوئل تخلیه و محتوای درون واکوئل را تجزیه می کنند.

مولکول های کوچک حاصل از این تجزیه مانند اسید های آمینه لیزوزوم ها را ترک و به مصرف سلول می رسند.

یکی دیگر از کرهای لیزوزوم شرکت در بلع و گوارش اندامک های پیر و یا آسیب دیده است.

از اجزای حاصل از تجزیه اندامک های پیر و آسب دیده ، اندامک های جدیدی بازسازی می شوند .

لیزوزوم ها در نمو جنینی نقش حیاتی دارند؛ مثلاً آنزیم های لیزوزومی ، بافت های را که در زمان جنینی بین انگشتان دست و پا قرار دارند نابود می کنند و انگشتان را از یکدیگر جدا می کنند .

واکوئل ها

همانند لیزوزوم ها کیسه های از جنس غشا هستند که به دستگاه غشای درونی تعلق دارند.

واکوئل های گوارشی و لیزوزوم ها با یکدیگر برای گوارش همکاری دارند.

واکوئل بسیار درشت سلول های گیاهی ، واکوئل مرکزی نام دارد که معادل یک لیزوزوم بزرگ است.

واکوئل مرکزی با جذب آب به بزرگ شدن سلول گیاهی کمک می کند.

واکوئل مرکزی در گلبرگ گیاهان ممکن است رنگیزه های داشته باشد که سبب جذب حشرات به هنگام گرده افشانی شوند.

واکوئل های مرکزی در بعضی از گیاهان حاوی مواد سمی هستند که به این ترتیب گیاه در برابر جانوران گیاهخوار و بعضی از آفات گیاهی از خود دفاع می کند.

نوع خاصی از واکوئل به نام واکوئل ضربن دار در پارامسی که آغازی مژکدار تک سلولی آب شیرین است وجود دارد.

واکوئل ضربان دار ، آب اضافی را در سلول جمع کرده و سپس به بیرون می راند.

دفع آب اضافه برای آغازیان آب شیرین بسیار ضروری است چون آب دائماً وارد سلول می شود و اگر سلول راهی برای دفع آب اضافی نداشته باشد ، آنقدر حجیم می شود که سرانجام می ترکد.

در واقع واکوئل ضربان دار برای حفظ تعادل محیط درونی سلول ، حیاتی است.

در دستگاه غشای درونی ، پیوستگی ساختاری مستقیمی بین پوشش هسته ، شبکه ی آندوپلاسمی زبر و شبکه ی آندوپلاسمی صاف برقرا است.

مثلاً وزیکول های انتقالی در شبکه ی آندوپلاسمی ساخته می شوند ، سپس به جسم گلژی وارد می شوند و سرانجام به لیزوزوم و یا واکوئل تبدیل می‌شوند.

کلروپلاست

انجام فتوسنتز را بر عهده داردو در گیاهان و بعضی از آغازیان مانند جلبک ها یافت می شود.

فتوسنتز فرآیندی است که در طی آن انرژی نور خورشید جذب و به انرژی شیمیای نهفته در قند تبدیل می شود.

بخشی از قند های تولید شده در فتوسنتز برای تهیه مواد غذای دیگر به کار می روند.

کلروپلاست نیروگاه خورشیدی است که بسیار موفق تر از هر چیزی عمل می کند که تا کنون توسط قدرت ابتکار و نبوغ آدمی ساخته شده است.

غشاها ، فضای داخل کلروپلاست را به سه قسمت تقسیم می کنند و ساختار کلروپلاست را با کاری که انجام می دهد متناسب کرده‌اند.

این قسمت ها عبارتند از : 1- فضای باریکی بین غشای بیرونی و غشای درونی کلروپلاست.     2- فضای که توسط غسای درونی محصور شده است.      3-فضای درون لوله ها و قرص های غشادار توخالی .

قرص های غشادار توخالی به صورت چند تای روی هم قرار می گیرند که هر دسته را گرانوم می نامیم.

گرانوم ها مکان های هستند که درآنجا انرژی نور خورشیدی به دام می افتد.

درون فضای را که غشای داخلی محصور رکده است را ماده‌ای سیال به نام استروما پر می کند.

علاوه بر کلروپلاست در سلول های گیاهان ممکن است انواع دیگری از پلاست ها دیده شوند که در آنها مواد متفاوتی مانند شاسته ، ذرات رنگی ، پروتین‌ها و لیپید ها ذخیره می شوند.

دورن کلروپلاست دی ان آ و ریبوزوم وجود دارد چون زمانی یک سلول مستقل بوده است. ( درون همزیستی )

میتوکندری

اندامکی است که انرژی شیمیای را از شکلی به شکل دیگر در می آورد.

این اندامک اناجم تنفس سلولی را بر عهده دارد.

تنفس سلولی فرآیندی است که در طی آن انرژی شیمیای غذاها مانند قند ها به انرژی شیمیای مولکول سوختی سلول ها یعنی ATP تبدیل می شود.

میتوکندری دارای دو غشا است ، اما فضای درون آن فقط از دو قسمت تشکیل شده است.

این دو فضا در میتوکندری عبارتند از 1- فضای بین دو غشای درونی و بیرونی   2- فضای که توسط غشای درونی محصور شده است.

فضای درونی میتوکندری را ماده ای سیال به نام ماتریکس پر کرده است.

بسیاری از واکنش های شیمیای مربوط به تنفس ، درون ماتریکس میتوکندری رخ می دهند.

غشای درونی میتوکندری بسیار چین خورده استکه هر چین خوردگی یک تیغه به نام کریستا را به وجود می آورد.

آنزیم های که ساخته شدن ATP را بر عهده دارند درون این غشای چین خورده و نیز بر سطح آن قرار گرفته‌اند.

کریستاها موجب افزایش سطح غشای درونی میتوکندری و در نتیجه‌ی آن باعث بالا رفتن توانای میتوکندری در تولید ATP می شوند.

در داخل میتوکندری نیز DNA و ریبوزوم وجود دارد چون زمانی یک سلول مستقل بوده است.

چگونه مواد به سلول وارد و یا از آن خارج می شوند؟

بسیاری مواد از طریق انتشار به سلول وارد و یا از آن خارج می شوند.

انتشار یعنی حرکت ذرات ماده از جای پرتراکم به سوی محل کم تراکم.

عامل انتشار اختلاف غلظت درات ماده بین دو نقطه از محیط است.

حرکت خالص مولکول های مواد در انتشار را می توان از تفریق تعداد مولکول های که به سمت محیط غلیظ پیش میروند ، از مولکول های که از این ناحیه دور می شوند و به سمت غلظت کمتر می روند محاسبه کرد.

نتیجه ی نهای انتشار ، یکسان شدن غلظت آن ماده در همه‌ی نقاطی است که آن ماده وجود دارد.

اکسیژن از طریق انتشار وارد سلول می شود و کربن دی اکسید ( CO2) از طریق انتشار از سلول خارج می شود.

بعضی مولکول ها نمی توانند به راحتی از غشا در جهت شیب غلظت حرکت کنند . این مواد به کمک کانال های پروتینی از عرض غشا عبور می کنند.

عبور مولکول های مواد از عرض غشا با کمک کانال های پروتینی در جهت شیب غلظت را انتشار تسهیل شده می نامند.

انتشار یک فرآیند کاملاً فیزیکی است و از انرژی زیستی استفاده نمی کند.

افزایش گرمای محیط به خاطر زیاد کردن جنبش و برخورد مولکول ها باعث افرایش سرعت انتشار می شود.

عبور مواد از عرض غشا با صرف انرژی توسط مولکول های ناقل بر خلاف شیب غلظت ، انتقال فعال نام دارد.

ریشه‌ای گیاهان بعضی مواد را با انتقال فعال جذب می کنند.

آندوسیتوز فرآیندی است که سلول ، مولکول ها و ذرات درشت را به صورت کیسه جذب می کند.

آندوسیتوز واژه‌ای یونانی و به معنای ورود به سلول است.

موجود تک سلولی مانند آمیب با روش آندوسیتوز تغذیه می کند.

اگزوسیتوز فرآیندی عکس آندوسیتوز است که ذرات درشت توسط کیسه چه به غشا متصل و به خارج فرستاده می شوند.

اسمز

آب از طریق نوع خاصی انتشار به نام اسمز به سلول وارد و یا از آن خارج می شود.

برای ایجاد خاصیت اسمز پرده یا غشا باید خاصیت نفوذپذیری انتخابی داشته باشد.

پرده‌ای از جنس کاغذ سلوفان می تواند خاصیت نفوذپذیری انتخابی داشته باشد.

نیروی کشش محیط غلیظ نسبت به آب فشار اسمزی نام دارد.

انتشار آب از عرض یک غشای نیمه تراوا ( دارای نفوذپذیری انتخابی ) اسمز نام دارد.

اسمز جای روی می دهد که دو محلول با غلظت متفاوت آب ، به وسیله‌ی یک غشای نیمه تراوا از یکدیگر جدا شده باشند.

اگر یک گلبول قرمز در آب مقطر قرا بگیرد به خاطر اسمز ، آنقدر آب وارد آن می شود که سلول می ترکد.

برای جلوگیری از ترکیدن گلبول قرمز ، خون و مایعات بدن ما غلظتی مشابه غلظت درون سلول گلبول قرمز دارند.

اگر یک سلول گیاهی را در آب مقطر قرار دهیم ، آب وارد واکوئل مرکزی می شود و سلول باد می کند ولی به خاطر داشتن دیواره نمی ترکدکه به این حالت تورژسانس ( آماس ) گفته می شود.

تورژسانش در گیاهان خشکی بسیار اهمیت دارد چون باعث می شود گیاه استوار بماند در غیر اینصورت گیاه پژمرده خواهد شد.

پدیده ی پژمردگی گیاهان به خاطر کمبود فشار اسمزی داخل آنها ، پلاسمولیز نامیده می شود.

گیاهان علفی که چوب زیادی ندارند برای استوار ماندن به تورژسانس وابسته هستند. و در صورت پژمردگی این گیاهان علفی خم خواهند شد.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۱ساعت 13:1  توسط فائزه افسری | 

زیست شناسی دوم دبیرستان 

1. توانایی تنیدن تار در عنکبوت ارثی است ( DNA ) و جنس آن از پروتئین است. ,  و از غده ای در زیر سطح شکمی تولید می شود. تار عنکبوت دارای بخش های تار و مهره است و تا 4 برابر توانایی کشسانی و افزایش طول دارد. در قسمت مهره تار پیچ و تاب می خورد و نیز در این قسمت ماده ی چسبناک وجود دارد.

2. گوناگونی DNA و پروتئین زمینه ساز گوناگونی جانداران است.

3. همه ی مواد آلی کربن دارند ، ظرفیت اتم کربن 4 است. ظرفیت اتم هیدروزن 1 ، اکسیژن 2 و نیتروژن 3 است

4. ظرفیت یعنی تعداد پیوند کوالانسی ای که یک اتم می تواند با اتم های دیگر برقرار کند.

5. موادی که در ساختار خود فقط دارای اتم های کربن و هیدروزن باشند، هیدروکرربن نامیده می شوند، ساده ترین هیدروکربن ها متان ( CH4) می باشد.

6.به زنجیره ی کربنی در مواد آلی اسکلت کربنی گفته می شود. این اسکلت می تواند خطی یا انشعاب دار باشد. 

7. به مولکول هایی که بسایر بزرگ باشند، درشت مولکول گفته می شود. مولکول های زیستی از نوع درشت مولکول هستند. این مولکول ها از اتصال تعداد زیادی واحد های کم و بیش یکسان به نام مونومر تشکیل شده اند. بنابر این به آن ها پلیمر گفته می شود.

8. درشت مولکول های زیستی عبارتند از: هیدرات های کربنت (قند ها) ، پروتئین ها ، اسید های نوکلئیک ، چربی ها (لیپید ها)  - گروه آخر نسبت به سه گروه قبلی زیاد درشت نیستند  و پلیمر به حساب نمی آیند.

9. مونومر هیدرات های کربن مولکول های تک قندی ( مونوساکارید ) ، مونومر پروتئین ها اسید های آمینه مونومر اسید های نوکلئیک نوکلئوتید هستند.

10. نوکلئوتید ها در DNA و RNA کلا 5 نوع هستند که شامل A,U,T,C,G می باشند. اسید های آمینه ی موجود در بدن موجودات زنده 20 نوع هستند. اسید های آمینه ی موجود در طبیعت بسایر فراوان هستند.

11. از اتصال مونومر هایی که زیاد متنوع نیستند ، درشت مولکول هایی به وجود می آیند که بسایر متنوع و گوناگون می باشند.

12. برای اتصال مونومر ها به یکدیگر واکنشی به نام سنتز آبدهی رخ می دهد که در آن آب تولید می شود و انرژی مصرف می شود.

13.برای جدا شدن مونومر ها از هم واکنش هیدرولیز انجام می شود که واکنشی انرژی زا است و در آن آب مصرف می شود.

14 - قند ها: مونوساکارید ها : مونومر          - دی ساکارید ها : حاصل اتصال دو مونومر به هم           پلی ساکارید ها: پلیمر

15. مونوساکارید ها خود بر اساس تعداد کربن دسته بندی می شوند: 3 کربنه: تریوز      چهار کربنه: تتروز     پنج کربنه: پنتوز     شش کربنه: هگزوز

16. مهم ترین پنتوز ها ریبوز و دئوکسی ریبوز هستند که به ترتیب در ساختار RNA و DNA نقش دارند.

17. مهم ترین هگزوز ها گلوکز ، فروکتوز و گالاکتوز هستند. گلوکز و فروکتوز گیاهان و گالاکتوز در قند شیر وجود دارند.

18. مهم ترین دی ساکارید ها عبارتند از:
ساکاروز: گلوکز + فروکتوز = قند و شکر معمولی
لاکتوز : گلوکز + گالاکتوز    = قند شیر
مالتوز : گلوکز + گلوکز  =  جوانه ی جو

19. مهم ترین پلی ساکارید ها: نشاسته ، گلیکوژن و سلولز است که مونومر هر سه ی آن ها گلوکز می باشد.  ولی نحوه ی اتصال و آرایش گلوکز در آن ها با هم فرق می کند.

20. نشاسته مولکولی بسیار درشت و با شاخه های جانبی است - قند ذخیره ای گیاهان می باشد و عمده ی غذای ما را تشکیل می دهد =  نان و برنج و سیب زمینی و حبوبات و ...

21. گلیکوژن شاخه های جانبی بیشتری نسبت به نشاسته دارد. قند ذخیره ای جانوران و قارچ ها است و در بدن ما در ماهیچه ها و کبد وجود دارد. 

22. سلولز قند ساختمانی گیاهان است. مولکولی خطی و بدون شاخه های جانبی است. جانوران ( شاخه ی animalia ) آنزیم تجزیه کننده ی آن را ندارند  و در علفخواران هم میکروب های موجود در دستگاه گوارش ان ها ، سلولز را تجزیه می کنند. پنبه تقریبا سلولز خالص است.

23. به رشته های سلولزی موجود در غذا الیاف گفته می شود. الیاف برای کار منظم روده ها ، راحتی کار گوارش و جلوگیری از یبوست مفید هستند. و باید جزئی از غذای ما باشند.

24. ویژگی مشترک همه ی لیپید ها آبگریز بودن آن ها است. چربی که ما در منزل از آن ها استفاده می کنیم در اصل همان تری گلیسرید ها هستند که از سه اسید چرب + یک مولکول گلیسرول تشکیل می شوند. 

25. مهم ترین دسته های لیپید ها: 1. تری گلیسرید ها   2. فسفو لیپید ها           3. موم ها            4. استروئید ها

26. تری گلیسرید ها در بدن ما در بافت های چربی به عنوان ذخیره ی انرژی و عایق گرما و ضربه به فراوانی یافت می شوند.

27.  اسید چرب سیر نشده اسید چربی است که حداقل یک پیوند دو گانه یا سه گانه در آن وجود داشته باشد. این اسید چرب دارای خمیدگی در طول خود خواهد بود

28. اسید چرب های سیر نشده می توانند به یکی از دو نوع سیس یا ترانس باشند که نوع ترانس آن خمیده نبوده و برای بدن مضر می باشد (محصولات بدون اسید چرب ترانس در تبلیغات). در کتاب درسی منظ ور از اسید چرب سیر نشده ، اسید چرب های سیس است.

29. تری گلیسرید هایی که اسید چرب سیر نشده داشته باشند به دلیل فاصله گرفتن اسید چرب ها از هم در اثر خمیدگی ، به شکل مایع خواهند بود.  روغن های گیاهی این حالت را دارا هستند.  ولی چربی های جانوری سیر شده و جامد هستند. ما با دادن هیدروژن به اسید چرب های سیر نشده می توانیم آن ها را به نوع سیر شده تبدیل کنیم.

30. فسفولیپید ها شبیه تری گلیسرید ها هستند با این تفاوت که به جای یکی از اسید های چرب ، یک گروه فسفات قرار می گیرد.  این گروه فسفات دارای بار الکتریکی است و باعث قطبی شدن یک بخش از مولکول می شود. فسفو لیپید ها دارای یک سر آبدوست (فسفات ) و دو دم آبگریز (اسید چرب ها ) هستند.

31. موم ها به خاطر داشتن اسکلت کربنی طولانی تر نسبت به سایر لیپید ها ، آبگریز تر می باشند. و برای حفاظت و پوشش و عایق بندی مناسب هستند ( موم ها را در این بخش ها می توان یافت: موم زنبور عسل ، پوشش سطح برگ درختان ، پوشش پر پرندگان برای جلو گیری از خیس شدن پر ها و ... )

32. کلسترول یک نوع استروئید است که ساختار چند حلقه ای دارد. و سایر استروئید ها در اصل مشتقاتی از کلسترول هستند. استروئید ها در ساختار غشای سلول جانوری و نیز در ساختار هورمون های استروئیدی و ویتامین D نقش دارند.

33. پروتئین ها پلی مر هایی هستند که مونومر آن ها اسید های آمینه هستند. پیوند بین اسید های آمینه را پیوند پپتیدی گوییم. و دو اسید آمینه ی متصل به هم دی پپتید نامیده می شوند.

34. به طور کلی اگر یک مولکول پلی مر خطی ( نه حلقوی ) متکل از n مونومر داشته باشیم. بین ان ها n-1 پیوند وجود دارد. در نتیجه برای تجزیه ی چنین پلیمری به مونومرهایش n-1 موکول آب مورد نیز است. در تشکیل چنین پلیمری از مونومر هایش n-1 مولکول آب تولید می شود.

35. پروتئین ها را از نظر نقش آن ها در بدن به 7 دسته تقسیم بندی می کنند

36. پروتئین های ساختاری : مثل تار عنکبوت - ابریشم ، مو ، ناخن و ....

37. انقباضی : مثل پروتئین اکتین در ماهیچه ها

38 . ذخیره ای : مثل آلبومین در سفیده ی تخم مرغ - گلوتن در گندم - کازئین در شیر

39. پروتئین های دفاعی : پادتن ها یا همان گاما گلوبولین ها

40. پروتئین های انتقال دهنده مثل هموگلوبین خون که بخش گلوبین آن پروتئین است - مثل آلبومین خون که در انتقال هورمون های خونی نقش دارد - مثل فریتین که در انتقال آهن در خون نقش دارد

41. پروتئین ها نشانه مثل هورمون ها

42. پروتئین های آنزیمی که مهم ترین دسته ی پروتئین ها هستند مثل انزیم های گوارشی یا آنزیم ها داخللیزوزوم ها

43. آنزیم ها انرژی فعال سازی واکنش را کم کرده و باعث افزایش سرعت واکنش می شوند. و خود در پایان بدون تغییر باقی می مانند. 

44. پروکسید هیدروژن از محصولات جانبی پراکسی زوم ها در کبد است. این ماده بسیار سمی است و سریعا توسط انزیمی به نام کاتالاز به آب و اکسیژن تجزیه می شود. 

45. آنزیم ها دو دسته هستند: 1. برون سلولی : مثل آنزیم های گوارشی    2. درون سلولی : مثل کاتالاز و آنزیم ها گوارشی

46. آنزیم های درون سلولی می توانند فعالیت یکدیگر را تنظیم کنند.

47.  آنزیم ها 5 ویژگی دارند: 1. بیشتر آن ها پروتئینی هستند (نه همه ی ان ها )    2. عمل اختصاصی دارند.          3. از هر کدام از آن ها بار ها استفاده می شود            4. به تغییرات دمایی حساسند          5. به تغییرات pH محیط حساسند.

48. بسیاری از آنزیم های بدن ما در محیط خنثی فعالیت مناسب را دارند. ( نه همه ی انها : برای مثال آنزیم های معده در شزایط اسیدی فعالیت مناسب دارند)

49. آنزیم شکل سه بعدی ویژه ای دارد.  در بخشی از آن مولکول واکنش دهنده ( پیش ماده )  می تواند متصل شود که به آن جایگاه فعال آنزیم گوییم. جایگاه فعال کاملا مکمل مولکول پیش ماده است ( مثل قفل و کلید ) ( دلیل اصلی عمل اختصاصی آنزیم ها ) 

50. ماده ای که بعد از انجام واکنتش از آنزیم جدا می شود فرآورده یا محصول نامیده می شود.

51. هر عاملی که احتمال بر خورد آنزمی و پیش ماده را زیاد کند. سرعت واکنش را زیاد خواهد کرد. مثل افزایش دما یا افزایش غلظت آنزیم یا پیش ماده ( افزایش دما اگر خیلی زیاد باشد باعث از بین رفتن ساختار سه بعدی آنزیم شده و سرعت واکنش را صفر می کند)

52. بعضی از ویتامین ها و مواد معدنی ، کار آنزیم ها را تسهیل می کنند 

53. ویتامین ها جزو مواد آلی دسته بندی می شوند.

54. بعضی از مواد سمی مثل سیانید ، آرسنیک و حشره کش ها جایگاه فعال آنزیم را اشغال و از اتصال پیش ماده به آنزیم جلوگیری می کنند.

55. آنزیم ها را می توان از سلول ها استخراج و  از آن ها استفاده کرد

56. به آخر اسم هر آنزیم پسوند -آز افزوده می شود مثل لیپاز که لیپید ها را تجزیه می کند یا پروتئاز که پروتئین ها را تجزیه می کند یا آمیلاز که آمیلوز (نشاسته) را تجزیه می کند

57. موارد استفاده از آنزیم ها: 1. در پودر های لباسشویی که لیپاز ها و پروتئیاز ها به کار برده می شوند. ولی می توانند برای پوست دست نیز مضر باشند.     2. پروتئاز ها برای نرم کردن گوشت یا پوست کندن ماهی یا زدودن مو های پوست جانوران مختلف  یا تجزیه ی پروتئین های موجود در غذای کودکان         3.  آمیلاز ها برای تبدیل نشاسته به قند های کوچکتر در تهیه ی شکلات و شیرینی و ..        4. سلولاز برای نرم کردن مواد گیاهی و خارج کردن پوسته ی دانه ها در کشاورزی       5. کاتالاز برای ساختن اسفنج ها ( اسفنج صنعتی )

58. به مجموع واکنش های درون سلول متابولیسم ( سوخت و ساز ) گفته می شود. که خود شامل دو بخش است. سوختن ( تجزیه - کاتابولیسم ) و ساختن ( سنتز - آنابولیسم) . واکنش های سوختن انرژی زا و ساختن انرژی خواه هستند.

59. واکنش های انرژی خواه ، در بدن ، انرژی خود را از واکنش های انرژی زا تامین می کنند.. ( جفت شدن واکنش ها ) 

60. مولکول ناقل انرژی به اسم ATP ( آدنوزین تری فسفات - که یک نوکلئوتید است - مونومر نوکلئیک اسید ها ) نقش انتقال انرژی بین واکنش های انرژی زا و انرژی خواه را بر عهده دارد به عبارت دیگر جفت کننده ی واکنش ها است.

61. ATP مولکولی کوچک است که با آزاد کردن انرژی ، یک فسفات از آن جدا می شود و به ADP (ادنوزین دی فسفات ) تبدیل می شود.  این واکنش برگشت پذیر است.

62. ATP مثل هر نوکلئوتید دیگر سه بخش دارد: یک باز آلی - یک قند ( می تواند ریبوز یا دئوکسی ریبوز باشد. این قند در ATP بیشتر ریبوز است) - یک الی سه گروه فسفات.

63. قند ATP ریبوز است پس ATP نوکلئوتید از نوع ریبونوکلئیک اسید ها ( RNA ) می باشد.

64. انرژی ATP در پیوند های پر انرژی بین گروه های فسفات ذخیره می شود.

65. ATP دارای دو پیوند پر انرژی است ( چون سه فسفات دارد و بین سه فسفات 2 پیوند می تواند تشکیل شود - پیوند بین فسفات اول و قند ، از نوع پر انرژی نیست)


+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۱ساعت 12:8  توسط فائزه افسری |